خانه
گاما

درسنامه آموزشی آمادگی دفاعی کلاس نهم

درس 3: روایت فتح

بازدید30
تاریخ بروزرسانی1405/07/6

احتمالاً بیشتر شما نوجوانان دانش‌آموز وقتی واژه «جنگ» را می‌شنوید، اول از همه به یاد تجربه‌ها و شنیده‌های خود از «جنگ 12 روزه» و «جنگ رمضان» می‌افتید. ولی خوب است بدانید که این دو جنگ دومین و سومین جنگی بودند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به ملت ایران تحمیل شدند.

پس برای اینکه بهتر بفهمیم این دو جنگ چرا و چگونه اتفاق افتاد و ما چگونه از خودمان دفاع کردیم، باید به جنگ اول برگردیم، یعنی به جنگ تحمیلی هشت ساله ...

شهریور 1359: هجوم سراسری

در روز شنبه 31 شهریور سال 1359، درست وقتی مردم ایران خودشان را برای اول مهر و آغاز سال تحصیلی آماده می‌کردند، ارتش رژیم بعث عراق ناگهان به ایران هجوم آورد. ظهر آن روز، 192 فروند هواپیمای عراقی، 9 پایگاه هوایی و تعدادی از اماکن نظامی و زیرساخت‌های ایران را بمباران کردند. صدّام حسین، رئیس جمهور عراق، می‌خواست نیروی هوایی ایران را همان اول کار روی زمین نابود کند، ولی نتوانست و آن عملیات، خسارت‌های محدودی داشت.

هم‌زمان، نیروهای زمینی عراق هم از مرزهای طولانی دو کشور در پنج استان ایران (آذربایجان، کردستان، ایلام، کرمانشاه و خوزستان) وارد خاک ایران شدند و چند شهر کوچک مرزی را همان هفته اول اشغال کردند. اما فشار اصلی روی خرمشهر و آبادان بود، چون این دو شهر، دروازه خوزستان بودند.

صدام هم آن روز، مثل ترامپ در زمان ما، خیال می‌کرد می‌تواند کار ایران را ظرف یک هفته تمام کند. او از تشویق و حمایت تمام‌عیار هر دو بلوک غرب و شرق برخوردار بود و فکر می‌کرد می‌تواند از اختلافات و نابسامانی‌های داخلی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به‌عنوان یک فرصت طلایی استفاده کند. نقشه او این بود که از خوزستان شروع کند و شهر به شهر، خودش را به تهران برساند؛ و در بدترین حالت اگر نتوانست، دست‌کم خوزستان را به عراق ملحق کند. خوزستان به خاطر وجود منابع نفت و گاز، بنادر، راه‌ها و رودهای پرآبی که دارد، استان قدرتمندی است و هرکس خوزستان را می‌گرفت، به خیال خودش نبض اقتصاد ایران را در دست گرفته بود.

در آن روزها، ارتش ایران شرایط سختی داشت. فقط چند ماه از انقلاب گذشته بود و در ارتش تغییرهای زیادی رخ داده بود. بعضی فرماندهان رفته بودند و برخی هم اخراج شده بودند. برخی بخش‌ها هم نظم پیشین را نداشتند. دشمن همین وضعیت را دیده بود که حمله کرد. اما به مردم انقلابی ایران و نیز به فرماندهان و نیروهای غیور ارتش ایران برخورد که صدام حتی تصور کرده است که می‌تواند ایران را ظرف چند روز بگیرد. نیروی هوایی ارتش خیلی زود پاسخ داد. اولین پاسخ، با فاصله چند ساعت بعد از حمله هوایی دشمن در روز اول جنگ و پاسخ دوم هم در فردای آن روز با عملیات «کمان 99» داده شد. در عملیات «کمان 99» که بزرگ‌ترین عملیات نظامی نیروی هوایی ارتش کشورمان شد، حدود 200 هواپیمای نظامی ایرانی از چند پایگاه به پرواز درآمدند و 140 فروند از آن‌ها با عبور از مرز، بیش از نیمی از توان هوایی عراق را در پایگاه‌های مختلف آن کشور از کار انداختند. این پاسخ نشان داد ایران از میدان بیرون نرفته است. ایران استوار ایستاده و برای جنگیدن آماده است.

مقاومت در شهرها

با تهاجم گسترده زمینی نیروهای دشمن، همه فهمیدند این حمله یک درگیری مرزی ساده نیست. دشمن آمده بود تا بخشی از ایران را بگیرد و ایرانی‌ها را بشکند.

خرمشهر یکی از مهم‌ترین مناطقی بود که دشمن برای اشغالش نقشه کشیده بود.

فرماندهان عراقی روی نقشه‌های خود، زمان تصرف خرمشهر را «چند ساعت» برآورد کرده بودند، اما محاسبات کلاسیک آن‌ها یک عامل حیاتی را نادیده گرفته بود: اراده انسان ایستاده بر زمین وطن. تکاوران نیروی دریایی ارتش، پاسداران جوان و ساکنان بومی به فرماندهی محمد جهان‌آرا، دانشجویان، کارگران بندر و مردمی که از شهرهای مختلف خود را به منطقه رسانده بودند، در برابر دشمن یک دژ انسانی ساختند. جنگ از بیابان، به کوچه‌ها و خانه‌ها کشیده شد. جان برکفان ما خیابان به خیابان و کوچه به کوچه جنگیدند و 34 روز با کمترین امکانات و تعداد اندکی نیرو مقاومت کردند اما بالاخره خرمشهر اشغال شد. به همین خاطر، خرمشهر نماد پایداری و مقاومت مردم ایران در دوران دفاع مقدس شد. این مقاومت 34 روزه، یک فایده مهم دیگر هم داشت: خرید زمان برای سازماندهی نیروهای خودی و خارج شدن از غافلگیری.

مقاومت مردم نه فقط در خرمشهر، بلکه در شهرهای دیگر مثل گیلان‌غرب، بستان، اهواز و سوسنگرد هم اتفاق افتاد. این مقاومت، به ایران فهماند که می‌شود در برابر دشمن تا دندان مسلح ایستاد.

فعالیت (صفحهٔ 45 کتاب درسی)

 

کارگاه تصمیم‌گیری در آشوب

فرض کنید شما فرمانده یکی از محورهای دفاعی در خرمشهر هستید و ارتباط بی‌سیم شما با مرکز قطع شده است. انبار مهمات اصلی شهر نیز زیر آتش دشمن سوخته و شما تنها سه جعبه فشنگ و چند قبضه آرپی جی دارید. در همین حال ستون تانک‌های دشمن هم از سمت پل نو در حال پیشروی است و نیروهای شما فقط ترکیبی از مردم محلی بدون آموزش نظامی و چند تکاور ارتش هستند.

چگونه نیروهای خود را سازماندهی می‌کنید؟ اولویت شما حفظ جان نیروهاست یا به تأخیر انداختن پیشروی دشمن؟

نقشه خود را برای مدیریت این موقعیت آشوب زده در سه گام بنویسید:

متوقف کردن و مهار متجاوز

در ماه‌های ابتدای جنگ، غیر از آنکه ارتش شرایط سختی داشت و سپاه پاسداران هم تازه یک سال بود، در سال 1358، تأسیس شده بود، بین مسئولان کشور نیز اختلافات فراوان بود و انسجامی برای بازپس‌گیری مناطق اشغالی شکل نمی‌گرفت. در شش ماه ابتدای جنگ، چهار تلاش برای عملیات‌های گسترده انجام شد که به نتیجه نرسید. اِشکال، در نوع نگاه سید ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت (که فرمانده کل‌ قوا هم بود) و روش جنگیدن بود: می‌گفت زمین می‌دهیم و زمان می‌‌خریم برای آمادگی؛ فکر می‌کرد می‌شود بدون استفاده از ظرفیت مردم، با روش‌های کلاسیک و معمول جنگی و بدون طراحی متناسب با موقعیت، جنگید.

اما کم‌کم ورق برگشت. کمتر از دو ماه بعد از جنگ در 26 آبان 1359، شهر سوسنگرد که اشغال شده بود، طی یک عملیات موفق، آزاد شد. این پیروزی، اعتماد به نفس و امید به پیروزی‌های آینده را افزایش داد. از طرف دیگر، دکتر مصطفی چمران با تشکیل «ستاد جنگ‌های نامنظم» به انجام عملیات‌های چریکی برای وارد آوردن ضربه‌های مؤثر به دشمن پرداخت. سپاه و ارتش هم به تدریج و طی چند ماه، عملیات‌های کوچک ولی مؤثری ترتیب دادند که به زمین‌گیر شدن دشمن کمک کرد. این یعنی ما در همان سال اول جنگ، کم‌کم توانستیم دشمن را متوقف و از پیشروی‌اش جلوگیری کنیم.

با برکناری سید ابوالحسن بنی‌صدر از ریاست جمهوری، با رأی مجلس و حکم امام خمینی، زمینه برای وحدت و همدلی و همفکری بیشتر سپاه و ارتش مهیا شد. همین بود که وقتی امام خمینی دستور داد که محاصره آبادان باید شکسته شود، برای بررسی طرح عملیات ثامن‌الائمه در طول سه ماه، حدود صد جلسه بین فرماندهان سپاه و نیروی زمینی ارتش برگزار شد تا اختلافات کم شود و همه روی یک طرح واحد با یک روش جنگی متفاوت و جدید توافق کنند؛ و اینطور بود که بالاخره در مهر 1360 در عملیات ثامن‌الائمه، محاصره آبادان شکسته شد.

تغییر روش از «متوقف کردن دشمن» به «حمله برای بازپس‌گیری سرزمین»

شکست محاصره آبادان تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه تولد یک روش جدید جنگ بود که در آن، ارتش، سپاه و نیروهای مردمی، تحت راهبری امام خمینی، یک شبکه و ترکیب هماهنگ را شکل دادند: ارتش، تجربه، سازمان و تجهیزات آورد؛ سپاه، ابتکار، روحیه و انعطاف آورد و مردم، حضور، پشتیبانی و نیروی تازه نفس.

شهید حسن باقری (افشردی) مغز متفکر سال‌های ابتدایی دفاع مقدس، با استفاده از نظرات فرماندهان ارتش و سپاه، چهار اصل را مطرح کرد که به‌صورت همه جانبه، این تغییر شیوه جنگیدن را نشان می‌داد: 1- جنگ در شب، 2- غافل‌گیری، 3- بسیج نیروهای داوطلب و 4- وحدت فرماندهی.

همین شد که با استفاده از این چهار اصل، از پاییز 60 تا بهار 61 ، چهار عملیات بزرگ و موفق ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس انجام شد و پنج تا شش هزار کیلومترمربع و ده‌ها روستا و آبادی و شش شهر ایران پس گرفته شد.

در عملیات طریق‌القدس، بستان و هفتاد روستایش، سوسنگرد و مناطق بزرگی از دشت آزادگان آزاد گشت و ما به تنگۀ چزّابه و هور رسیدیم. بعد در عملیات فتح‌المبین، در نوروز سال 1361، رزمندگان اسلام 2500 کیلومتر مربع از خاک ایران را از اشغال درآوردند و شهرهای دزفول، شوش و اندیمشک را از تیررس آتش توپخانه دشمن خارج کردند. طی این مدت، حدود هفت ماه، رزمندگان ما حدود 20 هزار اسیر عراقی گرفتند و ارتش عراق را که از خرمشهر به بصره، خط تاکسی‌رانی راه انداخته بود تا پشت مرزهایش عقب راندند و مساحت وسیعی از سرزمین‌های اشغال شده خوزستان را آزاد کردند.

نکته خیلی مهم‌تر اینکه نیروهای مردمی، فقط نیروی رزمی تازه نفس را برای جنگیدن تأمین نکردند، بلکه از دل آن‌ها، فرماندهان جوانی رشد کردند که در سرنوشت نهایی جنگ، نقش آفریدند.

خرمشهر را خدا آزاد کرد

در میان چهار عملیات بزرگی که نام بردیم، عملیات بیت‌المقدس آخرین و مهم‌ترین بود، عملیاتی که به آزادی خرمشهر منتهی شد. در ایران همه منتظر آزادی خرمشهری بودند که شده بود سمبل مقاومت. آزادی خرمشهر فقط یک پیروزی نظامی نبود، یک پیروزی راهبردی و حاصل تلاش همهٔ مردم بود، به همه - خصوصاً به مردم خودمان - نشان داد که می‌شود دشمن را عقب زد؛ می‌شود شهر اشغالی را پس گرفت؛ و می‌شود از دل شکست، راهی به سوی پیروزی باز کرد. این عملیات، همه معادله‌ها، باورها و ذهنیت‌ها درباره توانایی‌ها و قابلیت‌های نظامی ایران و عراق را تغییر داد.

ارتش بعث عراق یک روز قبل از فتح خرمشهر، طی یک اطلاعیه خطاب به همه نظامیان بعثی آورده بود که: دفاع از خرمشهر و حومه آن، مانند دفاع از بغداد و حومه آن و دفاع از همه شهرهای عراق است. این یعنی ارتش بعث برای حفظ شهر، همه توانش را به میدان آورد، ولی در برابر مدافعان ایران شکست خورد. آزادی خرمشهر پایان رؤیاهای صدام و حامیانش در اشغال ایران و تضعیف و تسلیم جمهوری اسلامی بود. در این شرایط بود که امام خمینی پیام داد و گفت: «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

ایمان و استقامت، شرط نصرت‌الهی

در عملیات آزادسازی خرمشهر، تجهیزات ما و ارتش بعث عراق، آن‌قدر نابرابر بود که با حساب و کتاب‌های این دنیایی، کسی فکرش را هم نمی‌کرد که ما بتوانیم آن‌ها را از خرمشهر بیرون کنیم. ولی طبق آیات قرآن، خدا مؤمنانی را که اهل صبر و استقامت باشند یاری کرده و توان آن‌ها را چند برابر می‌کند: «ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز، اگر از شما بیست نفر صابر باشند، بر دویست نفر چیره می‌شوند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کافران چیره می‌شوند».

این بود که امام خمینی فرمود: «خرمشهر را خدا آزاد کرد»؛ و این یعنی «وَ مَا النَّصر الّّا مِن عِندِ اللهِ العزیزِ الحکیم»

ما دوران هشت سالۀ جنگ تحمیلی را «دفاع مقدس» می‌دانیم، زیرا مردم به خاطر اهداف زیر از کشور دفاع کردند:

1- استقامت در برابر ظالمان برای اطاعت از فرمان خداوند با تبعیت از ولایت‌فقیه
2- مقاومت به منظور حفظ دین، قرآن و انقلاب اسلامی
3- دفاع برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور
4- ایستادگی برای دفع تجاوز دشمن و رسیدن به صلح و امنیت

دستاوردهای داخلی هشت سال دفاع مقدس

دستاوردهای داخلی دفاع مقدس فراوان است. شما دانش‌آموزان عزیز در این درس با شش مورد از آن‌ها آشنا می‌شوید:

1- اعتماد به نفس و خودباوری: با توجه به اینکه اغلب کشورها از فروش امکانات دفاعی به ما خودداری می‌کردند، به این نتیجه رسیدیم که باید توانمندی‌های خود را باور کنیم و با تکیه بر ایمان و توکل بر خدا و تلاش، نیازهای جنگ را برطرف و از میهن دفاع کنیم.

2- تولد تفکر بسیجی: تفکر بسیجی در مدرسهٔ عشق و جهاد امام خمینی به وجود آمد و تربیت‌شدگان این مدرسه، زیباترین حماسه‌های ایثار و شهادت را در دوران دفاع مقدس خلق کردند.

3- پیشرفت در صنایع دفاعی کشور: یکی از مهم‌ترین برکات جنگ، تلاش‌های جوانان مؤمن میهن ما بود. ما در ابتدای جنگ برای ساخت یک گلولهٔ معمولی هم ناتوان بودیم؛ اما در اواخر جنگ بسیاری از نیازهای دفاعی کشور را خودمان تأمین می‌کردیم. ادامه این سیر پیشرفت باعث شد که ما اکنون توان ساخت انواع تجهیزات دفاعی برای کشور، همچون موشک‌های دور بُرد را داشته باشیم.

4- کسب تجارب مهندسی و صنعتی: حضور کارشناسان داوطلب فنی و مهندسی در قالب جهاد سازندگی که وظیفهٔ پشتیبانی، مهندسی و رزمی رزمندگان ارتش، سپاه و بسیج را برعهده داشتند و در ساختن سنگرهای چندمنظوره، خاکریز و کانال در دوران دفاع مقدس فعال بودند، این موضوع باعث کسب تجربیات بسیار ارزشمندی برای رفع نیازهای اساسی و زیرساختی کشور در دورهٔ سازندگی مانند ساخت سدها، بزرگراه‌ها، فرودگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و… شد.

پل بعثت بر روی رودخانه اروندرود

5- ترویج فرهنگ ایثار و شهادت: رزمندگان دلاور با فداکاری و ایثار در راه خدا، فرهنگ دفاعی و آزادی‌خواهی را در جامعه جاودانه کردند و الگوی از خودگذشتگی برای انسان‌های مبارز و حق‌طلب شدند و به جهانیان ثابت کردند که با ایمان به خدا و سربند «یازهرا»، «یاحسین» و با شعار «الله‌اکبر» می‌توان در مقابل هر متجاوزی ایستادگی کرد.

6- نقش‌آفرینی مساجد در دفاع از میهن: مساجد از ابتدای ظهور اسلام در نشر معارف اسلامی نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند. در دوران دفاع مقدس، مساجد پایگاه بزرگی در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، اعزام نیروهای بسیجی، جمع‌آوری کمک‌های مردمی و… برای کمک به مدافعان میهن بودند.

درس 3: روایت فتح